تبليغاتX
علم و اعجاز اسلام

علم و اعجاز اسلام

مطالبي چند درباره ي اعجازهاي قرآن

اعجاز عددي قرآن (عبد العزيز سليمي)


قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً [الإسراء : 88]

 ( اي پيامبر بگو كه اگر جني ها و انسان ها براي فراهم آوردن كتابي همچون قرآن دست به يكي كنند نمي توانند همانند آن را بياورند هر چند برخي با برخي ديگر همكاري نمايند.)

از نظر دانشمندان و خردورزان در مورد معجزه بودن قرآن از اين جهت كه كلام خداوند  دانا و بي همتاست ترديدي وجود ندارد. خداوندي كه عالم به ماكان و مايكون است و هيچگونه حد و مرزي براي علم او وجود ندارد.

اما براي تقويت باور ايمان آوردگان و تذكر به غفلت زدگان و اتمام حجت بر منكران و راهنمايي حقيقت طلبان قطره هاي اندكي از اقيانوس اعجاز كلام خداوند  را ياداوري مي نماييم. با ياد آوري اين موضوع كه قرآن برنامه اي ابدي براي اصلاح انديشه ،گفتار ،كردار و تمامي امور متعلق به خانواده و جامعه است  به عبارت ديگر قرآن شامل : بينش ، منش ، روش ، نيايش و خيزش است.  

 

 البته آگاهي از تمامي مساييل مربوط به "ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، عام و خاص ،مطلق و مقيد و اعجاز " آن در تمامي ابعاد و حتي حفظ و فهم و برداشت صحيح از آن به شرطي مفيد و كارساز خواهد بود كه به عنوان راهنماي ايمان و انديشه و رفتار و تنظيم روابط خانوادگي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي وغيره مورد توجه قرار بگيرد و تعاليم تعاليبخش آن  به اجرا نهاده شود. 

قرآن از نظر عددي ، فصاحت و بلاغت ، علوم طبيعي ، انسان شناسي و  معجزه است و لازمه ايمان به معجزه بودنش ايمان به حقانيت و عمل به رهنمود ها و بكار بستن قوانين آن است.

 الف : اعجاز عددي و رياضي.                                

با توجه به اينكه آيات قرآن در طول بيست و سه سال نازل شده و پيامبر بزرگوار اسلام امّي بوده و خواندن و نوشتن نمي دانسته اعجاز عددي و هماهنگي ميان اين مصطلحات به غير از حقانيت تعاليم نوراني قرآن چه معنا ي ديگري مي تواند داشته باشد.؟

رديف

كلمه و واژه

تعداد

كلمه و واژه

تعداد

توضيح

1

حياة(زندگي)

145

موت (مرگ)

145

 

2

عمل صالح(كار نيك)

167

سيئات(كاربد)

167

 

3

دنيا

115

آخرت

115

 

4

ملايک

88

شيطان

88

 

5

محبت

83

اطاعت

83

 

6

شدت(سختی)

102

صبر

102

 

7

جهر( أشکار)

16

علانيه (آشكار)

16

 

8

ابليس

11

استعاذه

11

 

9

جهنم و مشتقات

77

جنت و مشتقات

77

 

10

مجازات

117

مغفرت

234

سه برابر

11

نور و مشتقات

24

ظلمت ومشتقات

24

 

12

قل(بگو)

332

قالوا (گفتند)

332

 

13

شهر (ماه)

12

 

 

به اين موضوع كه سال 12 ماه است اشاره دارد.

14

يوم(روز)

365

 

 

به تعداد روزهاي سال اشاره دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:12  توسط امين باقري  | 

بوستان نيايش )تهيه کننده: ناصر احمدی(


{أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} [الرعد : 28]

آگاه باشيد که دلها با ياد خدا آرام ميگيرد

بزرگی ياد خدا:

خدای ما سبحانه وتعالی هفت سوره را در قرآن کريم با تسبيح شروع می کند،وبسيارند آياتی که در قرآن با تسبيح خدا نازل شده تا شايد ما از به پاکی ياد کنندگان خداوند باشيم.

از جمله می فرمايد:

{تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً}[الإسراء : 44]

آسمانهای هفتگانه وزمين وکسانی که در آنها هستند همگی،تسبيح خدا ميگويند و بلکه هيچ موجودی نيست مگر اينکه حمد وثنای وی ميگويند،ولی تسبيح آنها را نميفهميد بيگمان خداوند بس شکيبا وبخشنده است .

(وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ )

ولی تسبيح آنها را نميفهميد :

چراکه زبانشان را نميدانيد واز ساختار آسرار آميز عالم هستی ونظام پيچيده جهان آفرينش چندان مطلع نيستيد. پس هماهنگ با سراسر جهان هستی به يکتا پرستی بپردازيد واز راستای جملگی کنار نرويد ودور نشويد . در های توبه و برگشت به سوی خداوند جهان به روی همگان باز است.

ومی فرمايد:

{فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}[طه : 130]

پس تو(ای پيغمبر صلی الله عليه وسلم) در برابر چيزهائی که ميگويند صبر کن،وقبل از طلوع آفتاب وپيش از غروب آن،ودر آثناء شب ودر بخشهائی از روز،به پرستش وستايش پروردگارت مشغول شو،تا راضی وخوشنود شوی.

بزرگترين کلمات:

« قَالَ كَلِمَتَانِ خَفِيفَتَانِ عَلَى اللِّسَانِ ثَقِيلَتَانِ فِي الْمِيزَانِ حَبِيبَتَانِ إِلَى الرَّحْمَنِ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ»

وپيامبر خدا حضرت محمد صلی الله عليه وسلم فرمود: دو کلمه است که سبک می باشد بر زبان وسنگين است در ميزان ( اعمال)؛ محبوب است به نزد خداوند،رحمن سبحان الله وبحمده سبحا الله العظيم.

محبوب ترين سخنان:

«وَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَفْضَلُ الْكَلَامِ أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ لَا يَضُرُّكَ بِأَيِّهِنَّ بَدَأْتَ »

وپيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: محبوب ترين سخنان نزد خداوند کريم چهار کلمه است: (أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ ) ترا آسيب نمی رساند به هر کدام که شروع کنی( فرقی نمی کند با هر کلمه) ونبی اکرم فرمود: هر کس بگويد:« سبحان الله وبحمده» در هر روز صد بار می ريزد گناهان او واگر چه مثل کف های در يا باشد.

«قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ قُلْتُ بَعْدَكِ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَوْ وُزِنَتْ بِمَا قُلْتِ مُنْذُ الْيَوْمِ لَوَزَنَتْهُنَّ سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ »

وپيامبر صلی الله عليه وسلم به آم المؤمنين حضرت جويريه رضی الله عنها فرمود: من هنگامی که از نزدت رفتم چهار کلمه راسه بار گفته ام اگر وزن کنی به آن چه از دعا واستغفار در اين روز گفتی سنگين تر است: (سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ عَدَدَ خَلْقِهِ وَرِضَا نَفْسِهِ وَزِنَةَ عَرْشِهِ وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ)تسبيح خدا می کنم به اندازه تعداد آفريده های او،تسبيح خدا می کنم به اندازه ای که راضی شود؛تسبيح خدا می کنم به اندازه وزن عرش او وبه اندازه مداد کلمات او .

 

بزرگی لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ:

پيامبر خدا حضرت محمد صلی الله عليه وسلم فرمود:« أيا تر دلالت کنم بر کلمه ای از زيرعرش واز گنج های بهشت بگو: لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ:پس می گويد خداوند : تسليم شد بنده ام وگردن نهاد( برحکم من)

وپيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: نيست بر روی زمين که بگويد« لا حول ولا قوة إلا الله والله أکبر ولا حول ولا قوة إلا بالله» مگر پوشيده شود گناهان او ،واگر مثل کف دريا باشد.

فضيلت ذکر لا اله إلا الله:

شيخ نجم الدين کبری می گويد:

بدانکه حجب روندگان نتيجه نسيان است،ونسيان بدان سبب بود که در بدايت فطری چون وجود روح پديد آمد،عين وجود او دوگانگی ثابت کرد ميان او و حضرت. تا اگر چه روح حق را در آن مقام به يگانگی دانست،اما به يگانگی نشناخت.زيرا که شناخت از شهود خيزد وشهود از وجود درست نيايد.

تعلق روح به قالب از برای آن بود،تا دو خلف چون نفس ودل حاصل کند،تا در مقام شهود چون روح بذل وجود کند او را خليفتی باشد که قايم مقامی او کند.

وچندانکه روح بر عالم ملک وملکوت گذر می کرد تا به قالب پيوست،هر چيز که مطالعه می کرد از آن ذکری با وی می ماند و بدان مقدار از ذکر حق باز می ماند،تاآنگه که جمعی را چندان حجب از ذکر اشياء مختلف پديد می آمد که بکلی حق  را فراموش کردند.

پس چون حجب نسيان پديد آمد لا جرم در مقام معالجه از بيمارستان قرآن اين شربت می فرمايد که { اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيرا } [الأحزاب : 41] تاباشد که از حجب نسيان ومرض آن خلاص يابند.

اما اختصاص به ذکر« لا اله الا الله» آن است که اين کلمه را به حضرت عزت راه توان بود،زيرا که در اين کلمه نفسی واثبات است ومرض نسيان را به شربت ونفی واثبات دفع توان کرد. زيرا که نسيان مرکب است از نفی واثبات : نفی ذکر حق،واثبات ذکر اغيار. پس شربت سنکجبين وار از سر که نفی وشکر اثبات می بايد،تا ماده صفرای نسيان را قلع کند،به « لا اله» نفی ما سوای حق می کند وبه « الا الله» اثبات حضرت عزت می کند.

تا چون بر اين مداومت وملازمت نمايد،به تدريج تعلقات روح از ما سوای حق به شربت « لا اله» زايل شود وآفت نسيان منقطع گردد وصحت ذاکری به واسطه جمال سلطان «الا الله» از پس تتق عزت روی نمايد،ذکر بی شرکت اين جا دست دهد . تا زخود بشنود،نه از من وتو

          لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ

ومعلوم شود که بنای مسلمانی چرا بر کلمات ديگر نيست الا بر کلمه « لا اله الا الله».

از بهر آنکه چون خلاصی از  شرک معنوی جز به تصرف معنی اين کلمه  حاصل نمی ايد. پس شرک صورتی هم جز به صورت اين کلمه منتفی نگردد؛چنانکه عزيزی می گويد:

آفرينش را همه پی کن به تيغ « لا اله»

تا جهان صافی شود سلطان « الا الله» را

منبع :

1ـ مرصاد العباد،نجم الدين رازی مشهور به « دايه».

2ـ کتاب صحيح الدعاء المستجاب از محمد بن ابی شعيب الرافعی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:9  توسط امين باقري  | 

بهداشت روانی – دین و راهکارهای آرامش در زندگی

عبدالقادر پاک نیت ، دانشجوی پزشکی ، ارومیه

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) ، سلامت روانی و رضایت از زندگی یکی از ویژگی های فرد سالم است. با این وصف، تلاش جهانی درجهت فراهم کردن یک بستر مناسب برای زندگی عاری از بیماری تنها معطوف به پیشگیری و درمان بیماری هایی همچون قلبی و عفونی و ... نمی شود بلکه علاوه بر سلامت جسمانی ، توجه ویژه ای به فراهم کردن محیطی آرام جهت آرامش درونی  و سلامت روانی افراد معطوف داشته است.

با وجود پیشرفت های سریع در جهت حل مشکلات جسمی انسان ها ، علم پزشکی هنوز  گامی موثر در جهت حل مشکلات روحی – روانی انسان ها بر نداشته است ، این در حالی است که مشکلات روانی نقش مهمی را در ایجاد بیماری های جسمی نیز ایفا می کند.

از اوایل قرن بیستم نظریات روانشناسی دینی مطرح شدند.آنها به بررسی عمل بروز رفتارها بر پایه ی عقیده و دیدگاه مردم می پرداختند ولی اندکی بعد با بروز علم رفتار شناسی این حوزه ی پژوهشی رو به خاموشی نهاد و دانشمندان به تفسیر ساده ی رفتارها پرداختند . بعد از مدتها روانشناسی دینی به شکل نوینی دوباره پا به عرصه ی اجتماع گذاشت . ویلیام جیمز شکل جدیدی از روانشناسی دینی که آن را نوگرایی دینی می نامید مطرح کرد که طی آن فرد خاطی ونابه هنجار طی بازگشت به عقاید دینی پیشین خود به فردی صالح و درستکار تبدیل می شد .

بر خلاف جریان مذکور، دانشمندانی همچون فروید ، دین را حاصل توهم انسانها می دانستند ، آنها خاستگاه دینی را ناشی از احساس گناه بشر قدیمی نسبت به مسایل جنسی می دانست . امروزه کمتر دانشمندی سراغ نظریات این دسته از دانشمندان می روند ، وبیشتر به دین به عنوان یک وسیله تاثیر گذار مداوم می نگرند که سبب احساس خوب بودن (well-being) وسلامت جسمانی می شود. امروزه دانشمندان ریشه دین را در مسایلی همچون تأثیرات اجتماعی (مثل تجارب دوران کودکی ,تماس با افراد مذهبی و واکنش قدرت تلقین ) ، ارضای نیازهای خود (مثل امنیت,معنا در زندگی وهدف ومرگ)وتأثیرات طبیعت و تفکر در آن مثل(خدای زیبای آفرین)می دانند.

درطی سالهای اخیر بیشتر توجه روانشناسان ودانشمندان علوم بهداشت روان بر جنبه های مختلف دین مثل نیاز به دین، دین اجتماعی وجنبش های دینی با گرایش  سیاسی و... بوده است.

در طول تاریخ همیشه یک اعتقاد در میان مردم رایج بوده است وآن اینکه بیماری را حاصل گناه و زیر پا گذاشتن اصول انسانی واخلاقی می دانسته اند ، اگر چه اکنون کمتر مردم بر این باور هستند ولی شیوه جدیدی از این دیدگاه در میان اجتماع به وجود آمده است وآن اینکه برای سلامت خود مدیون خالق خودشان اند ویا برای مرگ وبیماری خود دعا می کنند وهمه ی این مسایل حاکی از آن است که سلامت خود را به شیوه ای در ارتباط با عقیده وایمان خود می دانند.

هدف از بهداشت روانی ایجاد آرامش وسکونت در فرد است .آرامش وشادی ناشی از احساسی است که نسبت به زندگی داریم که این احساسات هم بر گرفته از تفکر ماست.آرامش زایده ی تفکر وایده ای است که نگاه خاصی به اطراف خود دارد به طوری که تمام اضطراب ها وپریشانی ها را از فرد دور می کند . طی مطا لعاتی که تا کنون انجام شده است نقش دین همواره به عنوان یک عامل مؤثر در تأمین سلامت روانی وحتی جسمی افراد مطرح بوده است ,که به صورت اجمالی به ذکر چند نمونه از آنها می پردازیم :

وودز وهمکارانش در1991وهایزویارانش در1997طی مطالعاتی که بر روی افراد ایدزی انجام دادند ، سازگاری با مشکلات و امید به زندگی در افراد ایدزی که معتقد به دین بوده وشرایط رشد معنوی برایشان فراهم شده بود نسبت به افراد ایدزی فاقد باور به مسایل دینی بسی بیشتر بوده است .

در سال1995میکلی کارسون وهمکارانش رابطه ی معنا داری را بین مذهبی بودن با همبستگی اجتماعی ، ایجاد معنا در زندگی و راه حل مناسب برای مشکلات، یافتند. آنها همچنین دریافتند که افسردگی ورفتارهای نا بسامان در افرادمذهبی کمتر دیده می شود واز طرفی اعتماد به نفس ورفتارهای منسجم در آنها بیشتر دیده می شود.

فرید لنز در سال 1986در طی مطالعه ای به این نتیجه رسید که مرگ ومیر ناشی از جراحی قلب در افراد مذهبی خیلی کمتر است.

در مطالعه ای که توستط هلال احمر صورت گرفته است 71%افراد مصدوم که دارای سلامت روانی بالایی بودند از لحاظ نیایش واعتقاد به مسایل دینی در سطح بالا تری قرار داشته اند.

در مطالعه دیگری بر روی 155نفر توسط فرانکل وهمکارانش صورت گرفته است,رابطه ی معنا داری بین رضایت از زندگی ومذهبی بودن وجود داشته است . در مطالعه دیگری که روی دانشجویان آمریکایی انجام شده است نشان داد توجه به مسایل معنوی مثل نگاه کردن به تندیس مادرتزا که یک تندیس مقدس آمریکایی ست باعث افزایش ترشح ایمنوگلوبولین (یک ماده ی دفاعی بدن)در بزاق می شود واین در حالی است که نگاه کردن به یک فیلم مربوط به جنگ جهانی دوم شدیداً باعث کاهش ایمنوگلوبولین بزاق می شود.

از طرفی در بسیاری از مطالعات نشان داده شده است که مصرف الکل و اعتیاد در میان افراد مذهبی کمتر است ونیز فشار خون افراد مذهبی در حد پایین تری قرار دارد .

یونگ می گوید در طی سالها که صدها مریض به من مراجعه کرده اند , کمتر بیمار بالای 35سال را سراغ دارم که مشکلش از نبود دین در زندگی منشأ نگرفته باشد،که با روی آوردن وی به مسایل دینی به طور جدی مشکلش رفع شده است.

آرنولد توئین یکی از مورخان بزرگ غربی می گوید که مشکل غرب نبود معنویات است. او می گوید با وجود پیشرفتهای زیاد در زمینه ی پزشکی ، بهداشت روانی هنوز به عنوان یک معزل مطرح است . روز به روز بر طرفداران حل مشکلات روانی انسانها افزوده می شود به طوری که ویلیام جیمز معتقد است که باور به ارزشهای بالا وقدرت برتر برای زندگی ضروری است .

توماس هاسلیوپ پزشک معروف هلندی می گوید: مهمترین عامل آرام بخش که طی سالها تجربه ومهارت خویش در طبابت به آن رسیده ام ، همین نماز است.

ژزف ولپه دو روان درمانگر معاصر ، از روشی به نام منبع متقابل برای درمان بیماران خود کمک می گیرند واز طریق آرام سازی فرد آن را انجام می دهند کهطی آن روان درمانگر سعی می کند بین عامل اضطراب انگیز و واکنش مخالف یعنی همان حالت آرامش رابطه ایجاد کند. تحقیقات نشان داده است که بازگو کردن حالت روانی خود نزد فرد مطمئن ویک دوست صمیمی باعث آرامش فرد می شود ، حال تصور کنیم که اگر همین فرد راز خود را پیش خالق خود بازگو کند که او را منشأ همه قدرتها می داند چه تغییری در روحیه ی او به وجود می آید؟

حال که تحقیقات انجام شده بیان شد، به بررسی مهارتهای کسب آرامش در پرتو دین بویژه دین اسلام می پردازیم:

برای رسیدن به یک زندگی آرام وتوأم با آرامش و رضایت بخش قبل از هر چیز باید تفکرمان را اصلاح کنیم ، آنگاه زندگی خود به خود تغییر خواهد کرد.  چرا که زندگی ما بر پایه ی اندیشه ی ماست ، به طوری که اگر فکر می کنیم خوشبخت هستیم و به این خوشبختی ایمان داریم به راستی آنطور خواهیم شد و در مقابل اگر فکر کنیم بدبخت هستیم و کوله بار ی از مشکلات بر دوش ماست همانطور خواهیم بود.پس قبل از هر چیزی یک تفکر منطقی و صحیح لازمه ی یک زندگی پر نشاط است که این تفکر ناشی از شناخت منطقی است ، همان شناختی که منطبق بر واقعیات است .لازم نیست واقعیات را انکار کنیم بلکه باید خوب آنها را نظاره کنیم و بشناسیم و در گروه این شناخت است که موانع به راحتی بر طرف می شوند . از طرفی این تفکر منطقی  باعث ایجاد انتظاراتی منطبق با واقعیات خواهد شد  و آنگاه هیچ  وقت شما یک فرد با تحصیلات ابتدایی را با یک فرد با تحصیلات دانشگاهی قیاس نمی کنید .

صبر و تحمل و بردباری یکی از مهارت های اساسی در حفظ آرامش روان است . صبردر مقابل عبادت ، در مقابل معصیت و همچنین در مقابل ناملایمات زندگی . انسان صبور همیشه قدرت برتر و حکمت او را بالای سر خود می بیند و از دیدگاه او زند گی یعنی طی یکسری موانع ، که باید سعی کند با تلاش و کوشش انها را  طی کند و نه اینکه موانع سد راه زندگی باشند . یعنی انسان فکر نکند  برای تن آسایی روی زمین آمده است بلکه او آفریده شده است تا در آبادانی زمین بکوشد . چنین فردی همیشه فکر می کند که دنیا باب طبع او پیش می رود واگر هم چنین نیست با برنامه ریزی وتلاش وکوشش سعی در تغییر زندگی وشرایط خود دارد . چنین فردی می داند بین زنده بودن وزندگی کردن فاصله ها وجود دارد .

یکی از مهارتهای دیگر که منشأ آرامش روانی است ، یافتن معنا در زندگی است که در گرو شناخت هستی وخالق وشناخت خود به عنوان جزئی از این مجموعه ی هستی است .معنا در زندگی یعنی چیزی که به خاطر آن زندگی می کنیم وزندگی برای یک ایده وتفکر وبرای خدمت صادقانه به خلق بهترین معنا ومفهومی است که دین به انسان می دهد . بهتر است آرزوهایمان را معقولانه وکم در نظر بگیریم ، چرا که آرزوهای طولانی که از دایره عمر انسان خارج باشد سبب تنش وفشار روانی می شود . باید توانایی های خود را بشناسیم وبه داشته های خود ارزش بدهیم ,انسانهای شاد وسالم کسانی هستند که از آنچه دارند به بهترین شیوه استفاده می کنند وکمتر در افسوس آنچه ندارند وقت خود را تلف می کنند ، زندگی را با آنچه که دارند به سر می برند نه با قیاسهای نا بجای خود با دیگران که لذت شادی را از کامشان بگیرد.

مهارت دیگری که در آرامش درونی فرد بسیار مهم است  این است که تلاش کنیم ولی نگران نتیجه نباشیم . البته وجود اندکی استرس ونگرانی برای فرد لازم است چون به عنوان جرقه ای در شروع فعالیت مؤثرند ولی نباید اجازه دهد این استرس ونگرانی سراسر وجود ما را در بربگیرد ودین توکل را سفارش کرده است تا با دیدن قدرت برتر به عنوان یاری رسان وشاهد بر فعالیتهای خود به آرامش روانی بیشتری برسیم .لازم نیست تمام پله های ترقی را یک شبه طی کنیم کافی است پیوسته واهسته حرکت کنیم ، که اگر در مسیر صحیح تلاش وتکاپو باشیم طبق سنت الهی در زمین نتیجه عاید ما خواهد شد .

از جمله مهارتهای دیگر اینکه دل کندن از تعلقات دنیوی واینکه بیش از حد به فکر جمع اموال نباشیم، پشتوانه مالی در حد معقول خوب است ولی اینکه خود را موظف به خزانه داری آیندگان کنیم بسی استرس زاست ، قانع باشیم ولی در حین حال برای بهتر شدن وبه بهتر رسیدن تلاش کنیم .

یکی دیگر از مهارتهای اساسی در تأمین آرامش روانی انسان ، در جمع بودن وبا جمع بودن است ,جمع دوستان خوب و مطمئن بهترین نعمت دنیوی است ,دوستانی که مایه ی خیر وبرکت اند وبا دیدن آنها به یاد خدا می افتیم وبهترین آرامش بخش دلها یاد خداست .

هدف از فرد مذهبی صرفاً روحانی بودن نیست بلکه هر فردی که تلاش می کند در راستای برنامه ی روحانی قرار گیرد جزء این دسته محسوب می شود .

به طور کلی نقش دین و راهکارها آن به عنوان یک عامل مؤثر بر سلامت روانی بسیار پر اهمیت است ، مطالعات انجام شده همه حاکی از آن است که می توان در گرو اعتقادات واعمال صالح واخلاقی پسندیده به یک آرامش روانی دست یافت وانسان معتقد را به یک انسان سر زنده وبشاش که همیشه در حال تلاش وتکاپوست در می آورد ، که همیشه در ارتباط با جامعه ی خود است ودر هر زمینه فرهنگی ,اجتماعی و اقتصادی سعی بر آن دارد که با توجه به توانایی های خودش بهترین باشد ، واین خلاف عقیده ونظری است که افراد مذهبی را به عنوان انسانهای عبوس ومنزوی می شناساند که شاید ناشی از عملکرد نادرست ودیدگاه غلط بعضی از افراد مذهبی باشد که فکر کرده اند دیندار یعنی جدیت ورسمی بودن .

مصادر

1. گزارش نشست سلامت و معنویات در سی ام تیرماه 1386

2. نقش اعتقادات دینی و نیایش در بهداشت روانی آسیب دیدگان حوادث ، لیلا رجایی و همکارانش

3. مهارت های دینی در کسب آرامش و ایجاد سلامت روانی

4. روانشناسی دینی  و نقش دین در سلامت جسم وروان ،مجله ی معرفت

5. حیات طیبه و توسعه ی شخصیت ،محمود ویسی ، انتشارات احسان

6. نقش رفتار های دینی در بهداشت روانی ، سید مهدی موسوی اصل ،فصل نامه ی علمی تخصصی روانشناسی در تعامل با دین ،سال اول ،شماره ی اول ،87-113

7.دین و بهداشت روان ، دکتر ابوالفضل ساجدی ،فصل نامه ی علمی تخصصی روانشناسی در تعامل با دین ،سال اول ،

 شماره ی اول ،55 -86

8. Dule A. Malthews MD etal ,Religious commitment and health statue,American Medical Association ,1998

برگرفته از: زانست

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:8  توسط امين باقري  | 

اهميت علم و دانش در اسلام

نوشته: أبو صلاح
الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه أجمعين و بعد:
می دانیم که خداوند ملائکه را از نور آفریده وبه آنان عقل و نیروی فرمانبرداری داده، اسباب و انگیزه های انحراف را در اختیارشان قرار نداده است. واز طرف دیگر حیوانات را آفریده که تنها از غرایز و کششهای حیوانی خویش پیروی می نمایند و از نیروی عقل و اندیشیدن همچون انسان محروم می باشند. اما انسان را آفریده و از یک طرف به او توانایی تعقّل واندیشیدن را داده و از طرف دیگر انگیزه ها و اسباب خواسته های نفسانی و حیوانی را در اختیارش قرار داده است. وبه همین خاطر دو نیروی درونی عقلانی و خیر خواهی، نفسانی و شرارت، هر یک او را به طرف خویش می کشانند. ودر همین ارتباط است که اسلام به نقش و منزلت علم در جهت تقویت جنبۀ عقلانی وخیرخواهی انسان اشاره نموده ومی فرماید:
(تنها آگاهان و دانشمندانند که براستی از خداوند می ترسند ) -«فاطر:28»
بدین معنی که تنها عالمان و آگاهانی که به مقام و منزلت خداوند آگاهی راستینی دارند، هراس ( انحراف از دین او را) در دل دارند. زیرا آگاهی حقیقی خشیّت را در پی دارد.
قرآن در حرمت نهادن به علم و علما و بلندی بخشیدن منزلت صاحبان علم و اندیشه پیشگام و پرچمدار همۀ کتابهای ادیان آسمانی است.
همچنین خداوند متعال در جای دیگر می فرماید: (بگو: آیا آنهایی که می دانند و آنهایی که نمی دانند مساویند؟ این تنها اندیشمندانند که متذکر می شوند) «زمر:9»
اسلام رفتن به دنبال کسب علم ودانش را یکی از واجبات به شمار می آورد، و اوّلین آیاتی از قرآن که نازل شده اند با «خواندن و قلم و علم» آغاز شده است.
احادیث نبوی همۀ آیات قرآنی را که به جایگاه علم و منزلت علما مربوط می شود مورد تأکید قرار میدهند. از رسول خداصلی الله علیه وسلم روایت شده است: ( چنانچه خداوند به کسی ارادۀ خیر داشته باشد او را در دین آگاه می سازد.) «رواه البخاری و مسلم»(1037)
و از ابوهریره روایت شده است که: (هرگاه عمر انسان خاتمه پیدا نماید، کار وعمل او بجز در سه مورد پایان می پذیرد: یکی صدقه واحسانی که ادامه پیدا کند ، دوم : علمی که مورد استفاده قرار بگیرد، سوم: فرزند پاک وپرهیزگاری که برای او دعای خیر بنماید).« رواه مسلم»(1631)
یکی از ویژگیهای علم و دانش دوام و ماندگاری منافع آن است. و اجر و پاداش آن هم حتی پس از مرگ برای انسان همچنان ادامه پیدا خواهد نمود. حافظ المنذری می گوید: ( کسی که علم سودمندی را به دیگری می آموزد و نسخه برداری می نماید پاداش خود و پاداش همه کسانی که آن را می آموزند یا نسخه برداری می کنند و آنهایی که به آن پس ازاو عمل می کنند، تا زمانی که آن علم باقی می ماند و به آن عمل می شود، پاداش نویسنده و نقل کنندۀ آن باقی خواهد ماند.
همچنین کسانی که چیزهای غیرمفید را می نگارند و به طرق مختلف آن را در اختیار مردم قرار می دهند، گناه آن و گناه کسانی که آن را می خوانند ونسخه برداری می کنند و پس از او به آن عمل می نمایند، تا زمانی که آن دانش و وسیله زیانبار و عمل به آن وجود داشته باشد، ادامه پیدا خواهد کرد). « المنتقی من الترغیب والترهیب ج1 ص125».
اما منزلت وجایگاه علم در نزد بزرگان اسلام به اینگونه بیان شده که حضرت علی رضي الله عنه خطاب به کمیل بن زیاد می فرماید:
(ای کمیل! بدان که: علم نگهبان توست و تو نگبهان مال و ثروت، علم حاکم و داور است و دارایی محکوم و مورد قضاوت قرار می گیرد، خرج و هزینه نمودن از مقدار ثروت می کاهد، اما انفاق و دادن علم به دیگران آن را بیشتر و خالص تر می گرداند).
امام ابن القیم جوزیه این سخنان سنجیدۀ حضرت علی کرّم الله وجهه را که در واقع گلی بر گرفته از گلستان نبوّت می باشد، در کتاب «مفتاح دار السّعادة» بسیار زیبا تشریح نموده است.
ودیگر فضایل و ارزشی که علم دارد اینست که در پیشاپیش عمل قرار دارد، و انسان را به عملگرایی راهنمایی می نماید.
در حدیثی مشهور که از معاذ در مورد فضیلت علم ابن عبدالبرّ آن را روایت می نماید چنین آمده است:
(علم را بیاموزید! زیرا فراگیری آن خداگرایی، و کسب آن عبادت، و مدارسه اش ذکر وتسبیح، و تحقیق و بررسیش جهاد، و آموزش آن صدقه، وبخشش از آن موجب نزدیک شدن به خداوند می شود).
یکی دیگر از فضایل علم بر اساس آنچه در احادیث به اثبات رسیده، برتری و فضل آن بر عبادت ومقدم بودن عالمان برعابدان است. در حدیث مشهور ابودرداء آمده است که: (فضل و برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است.«رواه احمد واصحاب السنن».
ودر روایتی که ابو امامه نقل می نماید آمده است: (فضلیت عالم بر عابد مانند فضیلت من بر پایین ترین شماست).
«صحیح الجامع الصغیر» (4213)
از این جهت علم و دانش بر عبادت برتری داده شده که منافع علم شامل عالم ودیگران نیز می شود، و منافع عبادت منحصر به خودعبادت گذار است. و به عبارت دیگر خیر و دستاورد عبادت تنها متعلق به عبادت کننده و منافع علم فراگیر و همگانی است.( برگرفته از بيداري اسلامي )

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:7  توسط امين باقري  | 

اعجاز قرآن کريم چشمه های دانش است

الدكتور منصور العبادي

قرآن معجزه پيامبر اسلام ودليل زنده حقانيت راه اوست. قرآن كريم تنها معجزه حاضر در عصر ماست كه گواه هميشه صادق اسلام و راهنماي انسانها است.

إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ [الجاثية : 2-5]

بدون شک در آسمانها وزمين دلائل ونشانه های فراوانی ( بروجود خدا) است برای مؤمنان که آنانرا سوی توحيد رهبری می کند،وهمچنين در آفرينش خودتان ( بدن زيبا وآراسته ودستگاههای داخلی پيچيده واسرار انگيز: رشته های ارتباطی سلسله اعصاب،رگها ومويرگها،مغز، سلولها،گردش خون خصال وصفات ويژه،وتنوع خلقت وفطرت ظاهری وباطنی هريک از افراد بشر) ونيز در آفرينش اين همه جنبندگان که خداوند در سراسر زمين پرکنده ميسازد ( از موجودات ذره بينی گرفته تا حيوانات غول پيکر،با ويژگيهای گوناگون وساختارهای جوراجور والوان واشکال رنگارنگ)نشانه های بزرگ ودلائل قوی است برای آنان که اهل يقين هستند. 

همچنين باراني كه خداوند متعال از آسمان نازل كرده و بواسطه آن زمين مرده را زنده مي سازد وهمچنين درمتوجه ساختن و گردانيدن بادها ازسويي به سويي ديگر دلايل و شواهد زيادي است كه صاحبان عقل و فهم را بدين حق معترف مي نمايد.

در قرآن كريم آيات بسياري است كه انسان را به تفكر در آفرينش آسمان و خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و كوهها و درياها ونباتات و حيوانات و انسان دعوت مي كند و نظام -شگفت آوري را كه در هر يك از انواع  حكومت مي كند، گوشزد مي فرمايد .

براستي نيز دستگاه آفرينش و نظامي كه فعاليتهاي گوناگون جهان را به سوي هدفهاي آفرينش و  آرمانهاي هستي پيش مي راند بسيار شگفت آور و حيرت بخش است .

دانه گندم از آن لحظه كه در شكم خاك قرار مي گيرد و پس از آن شكفته شده ونوك سبزي بيرون مي دهد و نيز ريشه خودرا به دل خاك مي فرستد ، بوته اي داراي سنبل مي شود تا وقتي كه به سرمنزل مقصود برسد ، سازمان هايي بس بزرگ و پهناور بكار مي افتد كه عقل از مشاهده عظمت آن متحير مي شود .

نيروهاي اسرار آميزي كه در آن دانه به وديعه گذاشته شده و هچنين خورشيد وماه و زمين هركدام با حركتها و قواي نهفته خود ( با ايجاد فصول سال و روز شب وپديده هايي مانند ابر و باد وباران و)در پيدايش يك بوته گندم بكار مي آيند تا اين پديده تازه را براي رساندن به آخرين مرحله رشد ونمو خود پرستاري نمايند .

مشاهده  اجزاء بهم پيوسته اين جهان پهناور و گردش عمومي حيرت انگيز آن و نظام هاي جزئي خيره كننده و مرتبط به هم كه در هر گوشه و كنار آن در جريان است و در نتيجه هريك از انواع پديده ها را  به سوي هدف خاص و مقصد ويژه خود با نهايت نظم و ترتيب هدايت مي نمايد ، براي هر انسان خردمندي روشن مي سازد كه جهان هستي و هر چه درآنست در وجود و بقاء خود از يك وجود و مقام فنا ناپذيري سرچشمه مي گيرد كه با قدرت بيكران و علم بي پايان خود جهان را آفريده است و هر يك از آفريده ها را در مهد پرورش قرار داده و با عنايت خاص خود به سوي مقصد كماليش سوق مي دهد .


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:7  توسط امين باقري  | 

اعجاز قرآن کريم چشمه های دانش است






الدكتور منصور العبادي

قرآن معجزه پيامبر اسلام ودليل زنده حقانيت راه اوست. قرآن كريم تنها معجزه حاضر در عصر ماست كه گواه هميشه صادق اسلام و راهنماي انسانها است.

إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ [الجاثية : 2-5]

بدون شک در آسمانها وزمين دلائل ونشانه های فراوانی ( بروجود خدا) است برای مؤمنان که آنانرا سوی توحيد رهبری می کند،وهمچنين در آفرينش خودتان ( بدن زيبا وآراسته ودستگاههای داخلی پيچيده واسرار انگيز: رشته های ارتباطی سلسله اعصاب،رگها ومويرگها،مغز، سلولها،گردش خون خصال وصفات ويژه،وتنوع خلقت وفطرت ظاهری وباطنی هريک از افراد بشر) ونيز در آفرينش اين همه جنبندگان که خداوند در سراسر زمين پرکنده ميسازد ( از موجودات ذره بينی گرفته تا حيوانات غول پيکر،با ويژگيهای گوناگون وساختارهای جوراجور والوان واشکال رنگارنگ)نشانه های بزرگ ودلائل قوی است برای آنان که اهل يقين هستند. 

همچنين باراني كه خداوند متعال از آسمان نازل كرده و بواسطه آن زمين مرده را زنده مي سازد وهمچنين درمتوجه ساختن و گردانيدن بادها ازسويي به سويي ديگر دلايل و شواهد زيادي است كه صاحبان عقل و فهم را بدين حق معترف مي نمايد.

در قرآن كريم آيات بسياري است كه انسان را به تفكر در آفرينش آسمان و خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و كوهها و درياها ونباتات و حيوانات و انسان دعوت مي كند و نظام -شگفت آوري را كه در هر يك از انواع  حكومت مي كند، گوشزد مي فرمايد .

براستي نيز دستگاه آفرينش و نظامي كه فعاليتهاي گوناگون جهان را به سوي هدفهاي آفرينش و  آرمانهاي هستي پيش مي راند بسيار شگفت آور و حيرت بخش است .

دانه گندم از آن لحظه كه در شكم خاك قرار مي گيرد و پس از آن شكفته شده ونوك سبزي بيرون مي دهد و نيز ريشه خودرا به دل خاك مي فرستد ، بوته اي داراي سنبل مي شود تا وقتي كه به سرمنزل مقصود برسد ، سازمان هايي بس بزرگ و پهناور بكار مي افتد كه عقل از مشاهده عظمت آن متحير مي شود .

نيروهاي اسرار آميزي كه در آن دانه به وديعه گذاشته شده و هچنين خورشيد وماه و زمين هركدام با حركتها و قواي نهفته خود ( با ايجاد فصول سال و روز شب وپديده هايي مانند ابر و باد وباران و)در پيدايش يك بوته گندم بكار مي آيند تا اين پديده تازه را براي رساندن به آخرين مرحله رشد ونمو خود پرستاري نمايند .

مشاهده  اجزاء بهم پيوسته اين جهان پهناور و گردش عمومي حيرت انگيز آن و نظام هاي جزئي خيره كننده و مرتبط به هم كه در هر گوشه و كنار آن در جريان است و در نتيجه هريك از انواع پديده ها را  به سوي هدف خاص و مقصد ويژه خود با نهايت نظم و ترتيب هدايت مي نمايد ، براي هر انسان خردمندي روشن مي سازد كه جهان هستي و هر چه درآنست در وجود و بقاء خود از يك وجود و مقام فنا ناپذيري سرچشمه مي گيرد كه با قدرت بيكران و علم بي پايان خود جهان را آفريده است و هر يك از آفريده ها را در مهد پرورش قرار داده و با عنايت خاص خود به سوي مقصد كماليش سوق مي دهد .

مصدر: www.55a.net

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:6  توسط امين باقري  | 

قرآن وپيدايش جهان

از هارون يحيى

اعجاز علمي قرآن به مطالب و اسرار علمیگفته می ‌شود كه در قرآن کريم ذکر شده و در عصر نزول قرآن براي انسانها ناشناخته بوده و پس از پيشرفت علوم در قرن هاي اخير اکتشاف شده است. هر چند تفسير علمي قرآن كريم سابقه‌اي هزار چهارصدساله دارد، ولي ادعاي اعجاز علمي قرآن در دو قرن اخير مطرح شده است. در اين دوره برخي از كشفيات علوم تجربي توسط دانشمندان بر آيات قران منطبق شده و صحت و اتقان اين كتاب الهي بيش از پيش به اثبات رسيده است. در قرآن كريم آيات بسياري است كه انسان را به تفكر در آفرينش آسمان و خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و كوهها و درياها ونباتات و حيوانات و انسان دعوت مي كند و نظام شگفت آوري را كه در هر يك از انواع  حكومت مي كند، گوش زد مي فرمايد .{ ثمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ} [فصلت : 11] سپس ارادۀآفرينش آسمان کرد،در حالی که دود( گونه،وبه شکل سحابيها در گسترۀفضای بی انتهاء پراگنده) بود. به آسمان وزمين فرمود: چه بخواهيد وچه نخواهيد پديد آئيد گفتند: فرمانبردارانه پديد آمديم.

(درتصویر زير ستاره اي جديد را در حال شکل گيري از گاز و غبار, از بقاياي گازي که منشاء پيدايش کل جهان بوده است نشان می دهد.)

پيدايش جهان:

جهان در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراگنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده  و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت يک ديسک در آمده بوده که بدور خود می چرخيده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـيروی جاذبه مـواد بيشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحيه متراکم گرمای لازم برای ايجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـيـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای ديگری از گاز و غـيره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبديل شده اند که همان سيارات را منظومه شمسي مي نامند، وطريقه تکوين منظومه شمسی چنين است قطعات گاز و غباري كه گرداگرد خورشيد را هاله‌وار، فرا گرفته بود از هم پاشيد و هر پاره از آن به صورت گردابي درآمد. هر گرداب مسيري جداگانه داشت و در آن مسير به دور خورشيد مي‌گرديد. در گردابهاي نزديك به خورشيد گرما و در گردابهاي دوردست سرما حكم مي كرد. همانطور كه ميدانيم پيدايش كائنات براى انسان يك نادانسته بود وانسان مى خواست بداند كه اين پيدايش از كجا شروع شد.آيا به صورت يك نواخت بوده و همين گونه نيز ادامه دارد يا نه؟ چنان كه برخى اعتقاد داشته اند كه كائنات همين ساختار را داشته و بدون تغيير باقى مى ماند. خب نتيجه اينكه نظريه هاى مختلفى در اين رابطه وجود داشت و نظريه پردازيهاى زيادى مى شد. يكى از اين نظريه ها كه حدود چهل سال قبل ارائه شد انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خيلى از ابهامات پاسخ بدهد. اين نظريه، آغاز كائنات را از يك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زيرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنيد كه تمام كائنات در يك هسته اتم ياحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در يك لحظه اين فضا و زمان آغاز مى شود يعنى اينكه يك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، شروع شد

حتی کودکان ونيز آنان که عامی هستند هم در مورد انفجار بزرگ کمابیش اطلاعاتی دارند. می دانیم تمامی جهان پس از انفجار بزرگ بوجود آمده و از آن زمان تا کنون همچنان در حال انبساط است.حقيقتاً نيز دستگاه آفرينش و نظامي كه فعاليتهاي گوناگون جهان را به سوي هدفهاي آفرينش و آرمانهاي هستي پيش مي راند بسيار شگفت آور و حيرت بخش است خداوند متعال می فرمايد:{ أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ} [الأنبياء : 30] آيا کافران نمی بينند که آسمانها وزمين بهم متصل بوده وسپس آنهارا از هم جدا ساخته ايم وهر چيز زنده ای را از آب آفريده ايم. آيا ايمان نمی آورند؟.

مرحله رتق وفتق:در مورد " رتق " و "قتق " كه دراينآيه مباركه به كار رفته در اصل به معني " پيوستگي و "جدايي" است. بعضي همان معني بالا را بر گزيده اند كه زمين و آسمان در آغاز خلقت ، به صورت توده واحد عظيمي از بخار وگاز سوزان كه بر اثر انفجارات دروني و حركت به دور خود تدريجاً تجزيه شده و كواكب وستارگان ،از جمله منظومه شمسي به وجود آمد ،بعضي ديگر ان را اشاره به يكنواخت بودن مواد جهان مي دانند كه چنان در آغاز درهم فرو رفته بود كه به صورت ماده واحدي خود نمايي مي كرد ، اما با گذشت زمان مواد از هم جدا شدند وتركيبات تازه اي آشكار گشت . در آيه فوق خدای بزرگبه انفجار اوليه ای که بااراده او باعث ايجاد اسمانها و زمين شد اشاره می فرمايد. چگونه در زمانی که هيچگونه دانشی بجز خرافات درمورد نحوه بوجود آمدن کائنات وجود نداشت ميتوان تصورنمود که بشری يکی از بزرگترين اکتشافات قرن بيستم رابرجهان آشکارسازد؟ نه هر گز 

اين آيه كلام يک انسان نبود که صفحه ای از قرآن عظيم را زينت داد.  قرآن بجز کلام آن دانایبی ابتدا و بی انتها نيست. در اين آيهدرباره آفرينش جهان و موجودات زنده اشاره شده است. جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود. آغاز آفرينش موجودات زنده از آب است. گرچه درباره كيفيت پيدايش جهان ونحوه آن فرضيات مختلفي وجود دارد كه از حدود فرضيه تجاوز نمي كند ،ولي با توجه به مطالعاتي كه روي

كهكشانها ومنظومه هايي كه در حال پيدايش وشكل گيري هستند به عمل آمده ثابت است كه چنانکه دانستيم جهان در آغاز به شكل توده گازي ابر مانند فشرده اي بود كه بر اثر گردش به دور خود ،پارچه هایاز آن جدا شده وبه اطراف پراگنده گشته است واين پارچه ها تدريجاً سرد شده و به شكل مايع و در موارد زيادي به صورت جامد در آمده ، و تشكيل كرات مسكوني وغير مسكوني را داده است، واين انبساط جهان به قدرى شديد رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مى شده، يعنى انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنيامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ايجاد شد و شايد بعد از دو ميليارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشيد ما يكى از ذرات كوچك آنهاست.مراقبت دانشمندان نجومیدر مورد " سحابيها" ، اين مسأله را كه در دنيا در آغاز به شكل توده گاز دود مانندي بوده،به عنوان يك نظريه قطعي معرفي مي كند ، اين چيزي است كه محافل عملي جهان ،آن را پذيرفته اند .

درنخستين آيه فوق خوانديم كه{كَانَتَا رَتْقاً...آسمانها درآغاز مانند دود بودند"  هماهنگي اين آيه با اكتشافات دانشمندان كه چندان از اكتشافات آنها وقتى نمي گذرد نشانه اي ازاعجازعلمي قرآن مي باشد كه پرده ازروي تفكيریكه درعصرنزول قران كاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد .واين آيه مبارکه نيز سخن به هم پيوستگي جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزاي آن ازيكديگرمي گويد.پيدايش موجودات زنده اعم از گياهي وحيواني در نخستين بار از آب اوقيانوسها نيز، امروز يك نظريه معروف علمي است .

 

موقع انفجار و فرو پاشی ستارگان گازها و موجهای حاصله ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رز ایجاد می کنند.

  

 

پند: آيا ايمان نمی آوريد؟

درخلقت کون از براي اهل ايمان آيه هاونشانه هايي است كه آنانرا به سوي توحيد رهبري مي نمايد و در آفرينش خودتان و اين همه جنبندگان كه در زمين پراگنده مي باشند علائم و آثاري است كه ارباب يقين را به يکتا پرستی حق مي رساند و در اختلافاتي كه شب  و روز پيدا مي كنند ودر نتيجه گاهي با هم برابر و گاهي از يكديگر درازتر و كوتاه تر و گرمتر و سردتر مي شوند.

المصدر:

1. David Filkin, Stephen Hawking's Universe:The Cosmos Explained, Basic Books, October 1998, pp. 85-86
2. Stephen Hawking's A Brief History of Time A Reader's Companion (Edited by Stephen Hawking; prepared by Gene Stone),
New York, Bantam Books, 1982, p. 62-63
3. Henry Margenau, Roy Abraham Vargesse, Cosmos, Bios, Theos, La
Salla IL: Open Court Publishing, 1992, p. 241
4. H. P. Lipson, "A Physicist Looks at Evolution", Physics Bulletin, vol. 138, 1980, p. 138

Taskin Tuna, Uzayin Sirlari (The Secrets of Space), Bogaziçi Yayinlari, p.185
6. Colin A. Ronan, The Universe Explained, The Earth-Dwellers's Guide to the Mysteries of Space, Henry Holt and Company, pp. 178-179
7. Taskin Tuna, Uzayin Sirlari (The Secrets of Space), Bogaziçi Yayinlari, p.186
8.Steven Weinberg, The First Three Minutes, A Modern View of the Origin of the Universe, Basic Books, June 1993, p. 87
9.Stephen W. Hawking, A Brief History of Time, Bantam Books, April 1988, p. 121
10. Hugh Ross, The Creator and the Cosmos, How Greatest Scientific Discoveries of the Century Reveal God,

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 14:5  توسط امين باقري  |